ورود به دنیای وردپرس
یک کدام ازدو سال از فعالیت کردن با PHP-Nuke سپری شد. تو اون زمان که هنوز یاهو مسنجر یه ابزار اساسی برای پیوندها اینترنتی بود، با یه محرمانه از نوپاها اونجا در باب بودم. تا اینکه یه روز یک کدام از همون رفقا بهم اعلامکرد که “ببین یه تارنما دارم به نام MaxGraph. پیجرنکش الان ۳ یا این که ۴ است. میخوام بفروشمش، اگه خواستی، ۵۰۰ هزار طراحی سایت تومن محصول تو.”
اون موقع پیجرَنک گوگل یه ملاک اصلی برای اعتبار وبسایتها بود. عدد ۳ یا این که ۴ یعنی این وب سایت اعتبار نسبتاً خیر و خوبی داره. با خودم گفتم: “چه عالی! این یه موقعیته.” فارغ از معطلی گفتم بزن بریم، سایتو خریدم. ولی زمانی تارنما رو گرفتم، یه حادثه غیرمنتظره زمین خورد. فهمیدم این تارنما با وردپرس تشکیلشده، و وردپرس رو نمیشه مثل PHP-Nuke به راحتی جابجایی بخشید یا این که تبدیلش کرد.
اونجا بود که برای نخسین بار، حقیقتاً بدون چاره شدم با وردپرس فعالیت کنم. تا قبلش ازش فرار و گریز میکردم، بهنظرم غامض میاومد، حتی یه توشه صرفا برای آپلود عکس نصبش کرده بودم. البته هم اکنون دیگه انتخابی عدم وجود. یا این که می بایست وردپرس رو حافظه میگرفتم، یا این که بایستی قید این سایتو میزدم.
آغاز کردم به خاطر تصاحب کردن وردپرس. باهاش ور رفتم، فراگیری خوندم، آزمایش زدم، پوستهها رو پژوهش کردم و معدودمعدود اون چیزی که یه وقتی برام ترسناک بود، شد شایسته ترین ابزارم. نشانی وب سایت maxgraph.com بود، وب سایت تخصصی در باب دانلود فولدرهای گرافیکی.
اکنون که دیگه تو دل وردپرس بودم، دستم بازتر بود. تارنما رو رویه انداختم، بهش نظم دادم، یه خصوصی محتوا منتشر کردم و نادرنادر، یه جریان کوچیک درآمدی به راه و روش به زمین خورد. تبلیغات گرفتم، یهمحرمانه همیاریها آغاز شد، درآمد داشتم. البته هنوز اون چیزی که میخواستم عدم وجود.
درآمد وب سایت شاید ماهی ۱۰۰ یا این که ۲۰۰ هزار تومن بود. خیر چیزی که رویای تبارک منو برآورده کنه، اما یه چیز اصلیخیس از پول توش بود و اون این بود که اینجانب حال با وردپرس آشتی کرده بودم. اون زور، اون فشار، سبب ساز شد وارد دنیایی بشم که بعد ها قراره تمامیی مسیر کاری و معاش اینجانب رو عوض کنه. وردپرس معدودمعدود برام شد یه ابزار توانا برای اخلاق، بسط و کسب درآمد. البته این نو آغاز روایت بود.
فعال سازی تارنما express.ir
هنگامی آغاز کردم با وردپرس فعالیت کردن، نو فهمیدم اون چیزی که تا درحال حاضر تفکر میکردم «سخته»، ابداً اونقدرها هم طاقت فرسا وجود ندارد! وردپرس یه دنیای بدون نقص بود. پلاگین (افزونه) داشت، پوستههای متنوع داشت، ابزارک و فهرست و پیکربندی خیلی خیر داشت. معدودنادر دیدم کلیهچیز قابل سفارشیسازیه، و تلاش که اینجانب تا قبل از اینً با هزار تا پوشه HTML و CSS اعمال میدادم، حال با یک سری تا کلیک اجرا میشه.
اینجا بود که یه جرقه تو ذهنم خورد که چرا فراگیری ندم؟ چرا تجربیاتهامو با سایر به اشتراک نذارم؟ نخستین ایدهی یادگرفتن وردپرس تو ذهنم صورت گرفت و تصمیم گرفتم یه وب سایت آموزشی بزنم. اولش با همون فضای MaxGraph استارت کردم، البته آنگاه یه وب سایت نو راه و روش انداختم به نام express.ir.
این تارنما شد اولین فضای قانونی برای فراگیریهای وردپرس اینجانب. الان اگه برید express.ir، داره ریدایرکت میشه به مرز و بوم وردپرس، زیرا هنوز دامنهشو دارم. توی اکسپرس یادگرفتن میذاشتم، اشتباهات رایج رو توضیح میدادم، نوشتهیعلمیهای فنی مینوشتم. بعدش یه حادثه دیدنی زمین خورد، کاربرهایی که نوشتهی علمیهامو میخوندن، زمانی نمیتونستن نقصشون رو حل کنن، بهم پیام میدادن. میدیدن که اینجانب دارم تخصصی یادگرفتن میدم، اتکا میکردن و ازم میخواستن سایتشون رو براشون پیاده سازی کنم.
ورود به دنیای وردپرس
یک کدام ازدو سال از فعالیت کردن با PHP-Nuke سپری شد. تو اون زمان که هنوز یاهو مسنجر یه ابزار اساسی برای پیوندها اینترنتی بود، با یه محرمانه از نوپاها اونجا در باب بودم. تا اینکه یه روز یک کدام از همون رفقا بهم اعلامکرد که “ببین یه تارنما دارم به نام MaxGraph. پیجرنکش الان ۳ یا این که ۴ است. میخوام بفروشمش، اگه خواستی، ۵۰۰ هزار طراحی سایت تومن محصول تو.”
اون موقع پیجرَنک گوگل یه ملاک اصلی برای اعتبار وبسایتها بود. عدد ۳ یا این که ۴ یعنی این وب سایت اعتبار نسبتاً خیر و خوبی داره. با خودم گفتم: “چه عالی! این یه موقعیته.” فارغ از معطلی گفتم بزن بریم، سایتو خریدم. ولی زمانی تارنما رو گرفتم، یه حادثه غیرمنتظره زمین خورد. فهمیدم این تارنما با وردپرس تشکیلشده، و وردپرس رو نمیشه مثل PHP-Nuke به راحتی جابجایی بخشید یا این که تبدیلش کرد.
اونجا بود که برای نخسین بار، حقیقتاً بدون چاره شدم با وردپرس فعالیت کنم. تا قبلش ازش فرار و گریز میکردم، بهنظرم غامض میاومد، حتی یه توشه صرفا برای آپلود عکس نصبش کرده بودم. البته هم اکنون دیگه انتخابی عدم وجود. یا این که می بایست وردپرس رو حافظه میگرفتم، یا این که بایستی قید این سایتو میزدم.
آغاز کردم به خاطر تصاحب کردن وردپرس. باهاش ور رفتم، فراگیری خوندم، آزمایش زدم، پوستهها رو پژوهش کردم و معدودمعدود اون چیزی که یه وقتی برام ترسناک بود، شد شایسته ترین ابزارم. نشانی وب سایت maxgraph.com بود، وب سایت تخصصی در باب دانلود فولدرهای گرافیکی.
اکنون که دیگه تو دل وردپرس بودم، دستم بازتر بود. تارنما رو رویه انداختم، بهش نظم دادم، یه خصوصی محتوا منتشر کردم و نادرنادر، یه جریان کوچیک درآمدی به راه و روش به زمین خورد. تبلیغات گرفتم، یهمحرمانه همیاریها آغاز شد، درآمد داشتم. البته هنوز اون چیزی که میخواستم عدم وجود.
درآمد وب سایت شاید ماهی ۱۰۰ یا این که ۲۰۰ هزار تومن بود. خیر چیزی که رویای تبارک منو برآورده کنه، اما یه چیز اصلیخیس از پول توش بود و اون این بود که اینجانب حال با وردپرس آشتی کرده بودم. اون زور، اون فشار، سبب ساز شد وارد دنیایی بشم که بعد ها قراره تمامیی مسیر کاری و معاش اینجانب رو عوض کنه. وردپرس معدودمعدود برام شد یه ابزار توانا برای اخلاق، بسط و کسب درآمد. البته این نو آغاز روایت بود.
فعال سازی تارنما express.ir
هنگامی آغاز کردم با وردپرس فعالیت کردن، نو فهمیدم اون چیزی که تا درحال حاضر تفکر میکردم «سخته»، ابداً اونقدرها هم طاقت فرسا وجود ندارد! وردپرس یه دنیای بدون نقص بود. پلاگین (افزونه) داشت، پوستههای متنوع داشت، ابزارک و فهرست و پیکربندی خیلی خیر داشت. معدودنادر دیدم کلیهچیز قابل سفارشیسازیه، و تلاش که اینجانب تا قبل از اینً با هزار تا پوشه HTML و CSS اعمال میدادم، حال با یک سری تا کلیک اجرا میشه.
اینجا بود که یه جرقه تو ذهنم خورد که چرا فراگیری ندم؟ چرا تجربیاتهامو با سایر به اشتراک نذارم؟ نخستین ایدهی یادگرفتن وردپرس تو ذهنم صورت گرفت و تصمیم گرفتم یه وب سایت آموزشی بزنم. اولش با همون فضای MaxGraph استارت کردم، البته آنگاه یه وب سایت نو راه و روش انداختم به نام express.ir.
این تارنما شد اولین فضای قانونی برای فراگیریهای وردپرس اینجانب. الان اگه برید express.ir، داره ریدایرکت میشه به مرز و بوم وردپرس، زیرا هنوز دامنهشو دارم. توی اکسپرس یادگرفتن میذاشتم، اشتباهات رایج رو توضیح میدادم، نوشتهیعلمیهای فنی مینوشتم. بعدش یه حادثه دیدنی زمین خورد، کاربرهایی که نوشتهی علمیهامو میخوندن، زمانی نمیتونستن نقصشون رو حل کنن، بهم پیام میدادن. میدیدن که اینجانب دارم تخصصی یادگرفتن میدم، اتکا میکردن و ازم میخواستن سایتشون رو براشون پیاده سازی کنم.

سئوی آن پیج برای ارتقاء ورودی